الإسلامية

🌐 اسلامی

این واژه مؤنثِ «إسلامي» است و به معنی «اسلامی» در حالت مؤنث یا «اسلامیت / اسلام‌گرایی» در برخی کاربردهاست. بسته به زمینه، می‌تواند صفت برای یک اسم مؤنث باشد، مثل «الثقافة الإسلامية» یعنی «فرهنگ اسلامی». گاهی هم به‌صورت اسمی به «اسلامی بودن» یا «گرایش اسلامی» اشاره می‌کند.

اسم (noun)

📌 اسلامی

📌 مسلمان

📌 اسلام‌گرا

📌 اسلام‌گرایی

جمله سازی با الإسلامية

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شارك الباحث في مؤتمر الإمامي حول تاريخ المدارس الإسلامية وتطورها عبر القرون.

این محقق در کنفرانس امامیه در مورد تاریخ مدارس اسلامی و توسعه آنها در طول قرن‌ها شرکت کرد.

💡 تُدرَّسُ الإسلامية اليومَ في الجامعاتِ ضمنَ أقسامِ الدراساتِ الدينيةِ والتاريخية.

مطالعات اسلامی امروزه در دانشگاه‌ها در قالب دپارتمان‌های مطالعات دینی و تاریخی تدریس می‌شود.

💡 تهتمّ الجامعة بدراسة العمارة الإسلامية ضمن برامجها الأكاديمية.

این دانشگاه به مطالعه معماری اسلامی در برنامه‌های دانشگاهی خود علاقه‌مند است.

💡 قرأ الباحث عن تاريخ املذهب وتأثيره في المجتمعات الإسلامية المختلفة.

محقق درباره تاریخچه این دکترین و تأثیر آن بر جوامع مختلف اسلامی مطالعه کرد.

💡 ازدهرت العمارة الإسلامية في العصور الوسطى وخلّفت آثارًا مدهشة.

معماری اسلامی در قرون وسطی شکوفا شد و بناهای تاریخی شگفت انگیزی از خود به جا گذاشت.

💡 يزورُ السياحُ المدنَ الإسلامية القديمةَ للاستمتاعِ بالمساجدِ والأسواقِ التاريخية.

گردشگران برای لذت بردن از مساجد و بازارهای تاریخی از شهرهای باستانی اسلامی بازدید می‌کنند.

💡 تشجع التربية الإسلامية على الصدق والأمانة واحترام الآخرين.

آموزه‌های اسلامی، صداقت، درستکاری و احترام به دیگران را تشویق می‌کند.

💡 قرأتُ بوک ًا قديمًا عن تاريخ المدن الإسلامية في المكتبة العامة.

من یک کتاب قدیمی درباره تاریخ شهرهای اسلامی در کتابخانه عمومی خواندم.

💡 ازدهرت بعض المدن الإسلامية في السابع القرن بفضل التجارة والعلم.

برخی از شهرهای اسلامی در قرن هفتم به لطف تجارت و علم شکوفا شدند.

💡 أثّرتْ الحضارةُ الإسلامية في العلومِ والطبِّ والفلكِ والعمارةِ تأثيرًا كبيرًا.

تمدن اسلامی تأثیر زیادی بر علوم، پزشکی، نجوم و معماری گذاشت.

کلمات مرتبط