الإسلامي

🌐 اسلامی

این واژه صفت نسبی است و به معنی «اسلامی» یا «مربوط به اسلام» است. مثلاً «الفكر الإسلامي» یعنی «اندیشهٔ اسلامی» و «التاريخ الإسلامي» یعنی «تاریخ اسلامی». این صفت برای هر چیزی که به دین اسلام، فرهنگ اسلام یا تمدن اسلامی وابسته باشد به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 اسلامی

📌 مسلمان

📌 اسلام‌گرا

📌 اسلام

جمله سازی با الإسلامي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تناقش الطلاب حول دلالة عليينَ في التراث الإسلامي ومكانتها العالية.

دانشجویان درباره اهمیت «علیین» در میراث اسلامی و جایگاه والای آن بحث کردند.

💡 قرأ الطالب كتابًا البكري عن التاريخ الإسلامي في المكتبة العامة مساء أمس.

آن دانش‌آموز دیشب کتاب تاریخ اسلام نوشته‌ی البکری را در کتابخانه‌ی عمومی خواند.

💡 اشترى لسليمٰن كتابًا جديدًا عن التاريخ الإسلامي من المكتبة.

سلیمان یک کتاب جدید درباره تاریخ اسلام از کتابخانه خرید.

💡 أحبُّ قراءة دوران التاريخ الإسلامي لفهم تحولات المجتمعات القديمة.

من عاشق خواندن تاریخ اسلام هستم تا تحولات جوامع باستانی را درک کنم.

💡 وقف النجاشي موقفًا مشرفًا في التاريخ الإسلامي بحسب كتب السيرة.

بر اساس کتاب‌های سیره، نجاشی در تاریخ اسلام موضع شرافتمندانه‌ای اتخاذ کرد.

💡 ازدهرَ الفنُّ الإسلامي في العمارةِ والزخرفةِ والخطِّ العربيِّ عبرَ العصور.

هنر اسلامی در معماری، تزئینات و خوشنویسی عربی در طول اعصار شکوفا شد.

💡 تشتهر تركستان بتراثها الإسلامي وموقعها الجغرافي المهم.

ترکستان به خاطر میراث اسلامی و موقعیت جغرافیایی مهم خود مشهور است.

💡 افتتح المؤتمر الإسلامي فعالياته بحضور علماء ومفكرين من دول مختلفة.

کنفرانس اسلامی با حضور علما و اندیشمندان کشورهای مختلف فعالیت خود را آغاز کرد.

💡 هو حابب يشتري كتابًا جديدًا عن التاريخ الإسلامي هذا الأسبوع.

او می‌خواهد این هفته یک کتاب جدید در مورد تاریخ اسلام بخرد.

💡 قرأتُ كتابًا عن التاريخ الإسلامي في العطلة الماضية.

من در آخرین تعطیلاتم کتابی در مورد تاریخ اسلام خواندم.

💡 يهتمُّ الباحثُ بالفكرِ الإسلامي في مجالاتِ الفلسفةِ والفقهِ والتربية.

این محقق به اندیشه اسلامی در حوزه‌های فلسفه، فقه و تعلیم و تربیت علاقه‌مند است.

کلمات مرتبط