لغت نامه دهخدا
منتدی. [ م ُ ت َ دا ] ( ع اِ ) جای حدیث کردن. ( مهذب الاسماء ). انجمن روزانه یا مجلس تا که مجتمع باشند در آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). مجمع. مجلس. انجمن. نادی. نَدی . نَدوَة.
منتدی. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) آنکه حاضر می شود در انجمن. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به انتداء شود.