لغت نامه دهخدا
جرموق. [ ج ُ ] ( ع اِ ) نوعی از کفش که بالای موزه پوشند و به فارسی خرکش گویند. ( از المعرب جوالیقی ص 94 ). ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). خرکش. ( مهذب الاسماء ) ( فرهنگ جهانگیری ). سر موزه بالای موزه. ( یادداشت مؤلف ). موزه بالای موزه. ج ، جرامیق. ( مهذب الاسماء خطی ).
جرموق. [ ج َ ] ( اِخ ) همان جرمق است که در مراصد الاطلاع به این صورت ضبط شده است. رجوع به جرمق شود.