گشین

لغت نامه دهخدا

گشین. [ گ ِ ] ( اِخ ) در دوفرسخی شمالی باشت است. ( فارسنامه ناصری گفتار دوم ص 271 ).

فرهنگ فارسی

در دو فرسخی شمالی باشت است .

فرهنگ اسم ها

اسم: گشین (دختر) (کردی) (تلفظ: gašin) (فارسی: گشين) (انگلیسی: gashin)
معنی: زیبا و دوست داشتنی، ( گش = خوب، خوش، با ناز راه رفتن، ین ( پسوند نسبت ) )

دانشنامه عمومی

گَشین: ( Gashin ) /gæʃi:n/ ( به زبان کوردی سورانی )   : نامی است دخترانه با ریشه کوردی. بر اساس دیکشنری هنبانه بورینه عبدالرحمان شرفکندی ( ماموستا هژار ) معنی ها زیر برای آن درج شده است.
• سر زنده و شاداب
• پرطراوت و با انرژی
• شکفتن
• سرزنده مانند سرخی آتش.
همچنین اگر این کلمه با - ِ تلفظ شود ( گِشین نام روستایی در ارمنستان می باشد )
گِشین: ( Geshin ) ( به کسره توجه شود ) یک روستا در ارمنستان است که در استان وایوتس جور واقع شده است. در کیلومتری شمال یغگنادزور، مرکز استان وایوتس جور واقع شده است.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم