لغت نامه دهخدا
اغتلام. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) تیز شدن شهوت جماع. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). مغلوب شهوت شدن مرد: غلم الرجل و اغتلم ؛ غلب شهوته. ( از اقرب الموارد ). || لواطت کردن ( مولد است ). ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). لواط کردن ( از لغات مولده است ). ( ناظم الاطباء ). || شدت یافتن سورت شراب. لقول : «اذا اغتلمت علیکم هذه الاشربة فاقصعوا متونها بالماء». ( از اقرب الموارد ). || سخت شدن امواج دریا: اغتلم امواج البحر؛ اشتد. ( از اقرب الموارد ).