لغت نامه دهخدا
برمی. [ ب َ ] ( اِ ) مخفف بیرمی ، که پارچه ٔابریشمی است چون مثقالی و آنرا سلطانی نیز گویند. ( از فهرست دیوان البسه نظام قاری ص 197 ) :
نسبت گونه والای بمی و برمی
برخ لاله و گلبرگ طری نتوان کرد.نظام قاری.و رجوع به بیرمی شود.
برمی. [ ب َ ] ( اِ ) مخفف بیرمی ، که پارچه ٔابریشمی است چون مثقالی و آنرا سلطانی نیز گویند. ( از فهرست دیوان البسه نظام قاری ص 197 ) :
نسبت گونه والای بمی و برمی
برخ لاله و گلبرگ طری نتوان کرد.نظام قاری.و رجوع به بیرمی شود.
مخفف ببرمی که پارچه ابریشمی است چون مثقالی و آنرا سلطانی نیز گویند .