لغت نامه دهخدا
باز سفید. [ زِ س َ / س ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نوعی باز که به ترکی آنرا طویغون گویند.( شعوری ج 1 ص 156 ). زُرق. ( قطر المحیط ):
باز سفید روضه انسی، چه فایده
کاندر طلب چو بال بریده کبوتری.سعدی.بتاج هدهدم از ره مبر که باز سفید
ز کبر در پی هر صید مختصر نرود.حافظ.