لغت نامه دهخدا زریان. [ زَ ] ( ع مص ) زری. زرایة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به زرایة و زری شود.
فرهنگ اسم ها اسم: زریان (دختر) (کردی) (طبیعت) (تلفظ: zeryān) (فارسی: زريان) (انگلیسی: zeryan) معنی: باد جنوب، باد سرد، باد دبور