زریان

لغت نامه دهخدا

زریان. [ زَ ] ( ع مص ) زری. زرایة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به زرایة و زری شود.

فرهنگ فارسی

زری زریه

فرهنگ اسم ها

اسم: زریان (دختر) (کردی) (طبیعت) (تلفظ: zeryān) (فارسی: زريان) (انگلیسی: zeryan)
معنی: باد جنوب، باد سرد، باد دبور
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم