لغت نامه دهخدا
عفه. [ ع ُف ْ ف َ ] ( اِ ) پوستین پوست بره که موی آن بغایت نرم باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). پوستین از پوست بره که مویکی نرم دارد. ( صحاح الفرس ) :
روی هر یک چون دو هفته گرد ماه
جامه شان عفه سموریشان کلاه.رودکی.
عفه. [ ع ُف ْ ف َ ] ( اِ ) پوستین پوست بره که موی آن بغایت نرم باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). پوستین از پوست بره که مویکی نرم دارد. ( صحاح الفرس ) :
روی هر یک چون دو هفته گرد ماه
جامه شان عفه سموریشان کلاه.رودکی.
باقی شیر در پستان چهارپایان پس از اینکه بچه آنها غالب آنرا مکیده باشد گنده پیر عجوز