مملوکی

لغت نامه دهخدا

مملوکی. [ م َ ] ( حامص ) عبودیت. بندگی. بنده وار بودن: چون عاشقی و معشوقی بمیان آمد مالکی و مملوکی برخاست. ( گلستان ).

فرهنگ فارسی

عبودیت. بندگی.

جمله سازی با مملوکی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جز ملک ظاهر، یک سلطان و امیر مملوکی دیگر نیز بیبرس لقب دارند؛ یکی امیر بیبرس جاشنگیر منصوری از حکمرانان مملوکی مصر و شام (م. ۷۰۹ق) و دیگری بیبرس منصوری خطائی (م. ۷۲۵ق) که به نیابت سلطنت مصر رسید.

💡 مدرسه و بیمارستان منصوری شناخته‌شده به نام‌های گوناگون از روی نام و لقب‌های سازنده‌اش منصور قلاوون به بیمارستان بزرگ منصوری/قلاوون، در سال ۶۸۴ق/ ۱۲۸۵م در قاهره ساخته شد که اکنون سه بنا (آرامگاه و مسجد قلاوون، مدرسه و بیمارستان) در میانهٔ خیابان بین القصرین پابرجاست که مجموعه بناهای تاریخی از عصر مملوکی دربرمی‌گیرد و اکنون از جاذبه‌های گردشگری قاهره می‌باشد.

💡 پیش روی و موی او سر خط مملوکی بده تا قیامت مالک اقلیم صبح و شام باش

💡 دنیا بنت اقناعی دمشقی (؟ - ۱۳۷۶م) خوانندهٔ مصری-سوری در دورهٔ مملوکی در دربار اشرف قانصوه بود.

مانلی یعنی چه؟
مانلی یعنی چه؟
فتاح یعنی چه؟
فتاح یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز