دانشنامه عمومی
ادبیات داستانی شکلی از روایت است که در همه یا بخشی از آن به رویدادهایی اشاره می شود که واقعی نیستند، یعنی خیالی هستند و ساختهٔ ذهن نویسندهٔ اثرند. در مقابل آن ادبیات غیر داستانی قرار دارد که عمدتاً به رویدادهای واقعی می پردازد ( نظیر تاریخ نگاری، زندگینامه نویسی و… ) . ادبیات داستانی یا داستان تخیلی سبکی است در ادبیات و به داستان هایی گفته می شود که بخشی از آن یا همه آن به صورت حکایتی یا نقلی و به شیوه خیالی و تصوری نوشته می شود. اگر چه سبک تخیلی توصیف یک اثر ادبی است اما این اصطلاح و سبک برای آثار موسیقی، فیلم، مستند و تئاتر نیز استفاده می شود؛ مثلاً فیلم ارباب حلقه ها و داستان آلیس در سرزمین عجایب به ترتیب یک فیلم تخیلی و یک داستان تخیلی به شمار می روند. بر عکس سبک تخیلی سبک غیر تخیلی است که به موضوعات حقیقی مثل داستان های تاریخی و زندگی نامه می پردازد. [ نیازمند منبع]
رویدادهای ادبیات داستانی واقع گرا، اگرچه خلاف واقع است، اما می تواند به راستی رخ دهد. ممکن است بعضی شخصیت ها، پیش آمدها یا مکان ها واقعی باشند. ممکن است در آینده رویدادهای آن به واقعیت بدل شوند. به عنوان مثال اگرچه رمان از زمین تا کره ماه ژول ورن در زمان خود چیزی بیش از تخیلات غنی نویسنده اش نبود، اما در سال ۱۹۶۹ ثابت شد که وقوع آن امکان پذیر است. ادبیات داستانی واقع گرا خود را چنان به خواننده می نمایاند که انگار رویدادهای آن در حال حاضر رخ می دهند.
ادبیات داستانی غیرواقع گرا، شامل رویدادهایی است که در زندگی واقعی امکان وقوع ندارند یا فراطبیعی اند، یا روایت دیگرگونه ای از تاریخ به دست می دهند که با آنچه اسناد تاریخی گزارش می کنند، همخوانی ندارد، یا در آن ها تکنولوژی های ناممکن به کار رفته است. شمار قابل توجهی از این آثار در دست است، مثلاً: آلیس در سرزمین عجایب یا داستان های کلیله و دمنه.
ادبیات غیرداستانی به بازنمایی رویدادهایی می پردازد که در واقع رخ داده اند. این بازنمایی ممکن است صحیح باشد یا نباشد، از این رو ادبیات غیر داستانی می تواند روایتی درست یا نادرست از یک رویداد واقعی به دست دهد. با این حال، عموماً چنین پنداشته می شود که نویسندهٔ ادبیات غیرداستانی در هنگام خلق اثر صادق بوده است. باید در نظر داشت که گزارش اعتقادات دیگران در یک اثر غیرداستانی لزوماً به معنای تأیید صحت آن اعتقادات نیست ( نظیر اسطوره شناسی، دین ) .