بابان

لغت نامه دهخدا

بابان. ( اِخ ) نام محله ایست بزرگ در پائین مرو. ( مرآت البلدان ج 1 ص 125 ). بابی بابان ، محله ای است در اسفل مرو و بدان منسوبست ابوسعید عبدة بن عبدالرحیم بن جبان بابانی مروزی. ( معجم البلدان ) ( مراصدالاطلاع ).
بابان. ( اِخ ) نام طایفه ای از اکراد غربی ایران. ( بنقل مصحح مجمل التواریخ گلستانه از گلشن مراد ).

فرهنگ اسم ها

اسم: بابان (دختر) (کردی) (تلفظ: baban) (فارسی: بابان) (انگلیسی: baban)
معنی: خانه پدری، خانةپدری، نام عشیرةایی درکردستان، نام منطقةای در کردستان، لقب چند تن از احکام سلسله ‏بابان، از چهرةهای معاصر ادبیات کرد «شکراللة بابان» ( نگارش کردی

دانشنامه عمومی

بابان (کبودرآهنگ). بابان یک روستا در ایران است که در دهستان حاجیلو واقع شده است. براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، بابان ۳٬۰۲۶ نفر جمعیت دارد.

دانشنامه آزاد فارسی

طایفۀ بزرگ و قدیمی کُرد، از طوایف شهروز، در کردستان عراق، زیر نظر والی عثمانی بغداد یا دولت ایران. سرزمین بابان ها حدود ۱۰ هزار کیلومتر مربع مساحت داشت. قدرت جنگی این مردم در اوایل قرن ۱۱ق، بالغ بر ۴ هزار مرد جنگجو بود. پس از مرگ خضربیگ، در سال های اول سلطنت شاه عباس، حکومت موروثی بابان ها ساقط شد، اما در ۱۰۱۷ ق دوباره احیا شد. حکومت بابان تا ۱۲۶۵ ق / ۱۸۴۹ م یکی از بزرگ ترین سازمان های سیاسی کردان عراق بود. این حکومت چندین بار برضد صفویان و دولت نادرشاه شورید و مدتی از متحدان آزادخان افغان بود. این سرزمین در ۱۱۹۲ ق به اشغال قوای زندیه درآمد و دوباره در اختیار دولت عثمانی قرار گرفت. مناسبات دولت قاجاریه با حکومت بابان، موجب بعضی جنگ ها میان دولت های ایران و عثمانی و همچنین میان ایران و بابان ها شد. دولت عثمانی در ۱۲۶۵ ق عبدالله پاشا بابان را برکنار کرد و حکومت موروثی ۲۰۰ سالۀ بابان را برانداخت.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم