لغت نامه دهخدا
بامپوش. ( نف مرکب ) که بام را پوشد. || ( اِ مرکب ) پوشش بام که سقف را پوشاند. سقف. ( آنندراج ).
بامپوش. ( نف مرکب ) که بام را پوشد. || ( اِ مرکب ) پوشش بام که سقف را پوشاند. سقف. ( آنندراج ).
که بام را پوشاند
{isolation (fr. )} [عمومی] پوششی در بام که از آن برای جلوگیری از نفوذ آب استفاده شود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سر از دریچه برون کرد چو شعلههای منور که بام و خانه و بنده به جملگی همه او شد
💡 •ضخامت جرز بیشتراز هره باشد؛ که در این حالت جرز از سمت بام با پلانی شدن ضخامتش کاسته شده تا همپای هره شود.
💡 به این قدر که شب از بام خانه ام گذرد ز تیر ناله ی من، خارپشت گردد ماه
💡 آن سگان کوی او شاهان شیران گشتهاند کان چنان آهوی فتنه دیده شد بر بام او
💡 سلنوره شهری در شهرستان بورزانگا در استان بام در بورکینافاسوی شمالی است و جمعیت آن ۱۶۴۸ نفر است.
💡 این فضای مسطح در مسیر بالای شیطانکوه وجود دارد و به بام سبز لاهیجان مشهور است.