لغت نامه دهخدا
علی باهلی. [ ع َ ی ِ هَِ ] ( اِخ ) ابن مسعده باهلی، مکنّی به ابوحبیب. تابعی بود. ( از منتهی الارب ).
علی باهلی. [ ع َ ی ِ هَِ ] ( اِخ ) ابن مسعده باهلی، مکنّی به ابوحبیب. تابعی بود. ( از منتهی الارب ).
ابن مسعده باهلی مکنی به ابو حبیب تابعی بود