لغت نامه دهخدا
نقش پرداز. [ن َ پ َ ] ( نف مرکب ) نقاش. مصور. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). نقش پیوند. ( ناظم الاطباء ). صورتگر :
بدان گلشن رسید آن نقش پرداز
همان نقش نخستین کرد آغاز.نظامی.
نقش پرداز. [ن َ پ َ ] ( نف مرکب ) نقاش. مصور. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). نقش پیوند. ( ناظم الاطباء ). صورتگر :
بدان گلشن رسید آن نقش پرداز
همان نقش نخستین کرد آغاز.نظامی.
( صفت ) نقاش مصور : از طبع رنگ آمیزش دل نقش پردازان ختا ببادیه حیرت سرگردان .