عطریات

لغت نامه دهخدا

عطریات. [ ع ِ ری یا ] ( ع اِ مرکب ) ج ِ عطریة. بویهای خوش. خوشبویها. ( ناظم الاطباء ). مشک، عنبر، عبیر، غالیه، کافور، ند، مشک، زباد و گلاب. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به عطریة شود.

فرهنگ عمید

خوش بوها، بوهای خوش، چیزهای عطردار.

فرهنگ فارسی

( صفت ) مونث عطری جمع عطرات.

جمله سازی با عطریات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در همان روز، یوسف الرامی با اجازهٔ پیلاطس و کمک نیقودیموس، جنازهٔ عیسی را از صلیب پایین می‌آورد، «به رسم تدفین یهودی با عطریات در کفن می‌پیچد» و در مقبرهٔ می‌دهد. در متی، کاهنان اعظم یهودی به نزد پیلاطس می‌روند و از او می‌خواهند نگهبانانی تا روز سوم برای قبر بگمارد. پیلاطس پاسخ می‌دهد «چنان‌که صلاح می‌دانید از آن قبر حفاظت کنید.» آنان نیز قبر را مهروموم کرده و نگهبانی برای آن گذاشتند.

💡 این مؤسسه ابتدا کار خود را در سال ۱۸۸۴ میلادی، با یک مغازه جواهرفروشی در رم، ایتالیا آغاز کرد. سپس در سایر زمینه‌های دیگر مثل لباس و عطریات خط تولید خود را راه انداخت.

💡 دربازار رضا که بزرگترین مرکز خرید مسافران و زائران به‌شمار می‌آید، انواع اجناس و سوغات، از قبیل انگشترهای عقیق و فیروزه و طلا و نقره و همچنین انواع عطریات، زعفران، نبات، پوستین، مهر و سجاده و تسبیح، لباس، بدلیجات و… به فروش می‌رسد.

💡 شرکت کریستین دیور، دارای ۲۵٪ درصد از سهام، شرکت عطریات کاتی ۳۵٪ درصد از سهام و شرکت بوساک ۴۰٪ درصد از سهام تجارت عطر را، در دست داشتند.

خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز