در ادبیات قرآنی، مفهوم تعبیر خواب یا همان «تأویل رؤیا» به معنای بازگرداندن زبان رمزآلود و نمادین رؤیاها به زبان روشن و معمول روزمره است. در واقع، خوابگزاری نوعی کوشش برای کشف معنای پنهان در پسِ تصاویر و نشانههای رؤیاهاست. درباره نخستین خوابگزار یا تعبیرکننده خواب، نقل تاریخی دقیقی وجود ندارد؛ با این حال، در برخی منابع دانیال نبی(ع) و حضرت یوسف(ع) از نخستین و بزرگترین معبّران خواب در تاریخ معرفی شدهاند. از آثار مهم در این زمینه میتوان به کتاب منتخب الکلام فی تفسیر الأحلام اثر محمد بن سیرین اشاره کرد که یکی از برجستهترین متون کلاسیک در باب تعبیر رؤیا به شمار میرود.
اگرچه واژه «تعبیر خواب» بهصورت مستقیم در قرآن کریم نیامده است، اما مفسران قرآن، اصطلاحات «تأویل الأحادیث»، «مَنام» و «بُشری» را هممعنای آن دانستهاند. در مقابل، رؤیاهایی که تعبیر و پایهای ندارند با واژه «أضغاثُ أَحلام» از آنها یاد شده است. بر اساس نوشتههای تاریخی مستند، پیشینه خوابگزاری به حدود چهار هزار سال پیش از میلاد مسیح بازمیگردد؛ این مطلب از لوحههای گِلی بهجامانده از تمدنهای کهن آشکار میشود. در فرهنگ و اسطورههای ایران نیز خواب و تعبیر آن جایگاهی والا داشته و پادشاهان معمولاً خوابگزارانی در دربار خود میداشتند تا خوابهای نیک یا ناخوشایندشان را تعبیر کنند.
طبرسی در تفسیر مجمعالبیان خواب را به چهار گونه تقسیم کرده است: نخست، خوابی که از جانب خداوند است و تعبیر حقیقی دارد؛ دوم، رؤیایی که زاده وسوسههای شیطانی است؛ سوم، خوابی که به سبب غلبه اخلاط بدن، مانند خون، بلغم، صفرا و سودا، پدید میآید؛ و چهارم، رؤیایی که حاصل اندیشهها و مشغلههای ذهنی انسان است. سه قسم اخیر از خوابهای پریشان و بیاساساند، اما قسم نخست الهامی الهی محسوب میشود. رؤیای پیامبران، از جمله پیامبر اکرم(ص)، از همین نوع بوده و حامل پیامی الهی و بشارتی برای مؤمنان، همچون وعده پیروزی، به شمار میرفته است. قرآن نیز در چندین آیه به مسئله رؤیا و خواب اشاره کرده و آن را زمینهای برای دریافت حقیقت، الهام و بشارت دانسته است.