لغت نامه دهخدا
گامه. [ م َ / م ِ ] ( ص نسبی ) ( از: گام ، قدم + -ه ، نسبت ) در ترکیب آید: چهارگامه. چارگامه. رجوع به چهارگامه و چارگامه شود.
گامه. [ م ِ ] ( فرانسوی ، اِ ) صلیبی که چهار شاخه آن به شکل گاما خمیده شود. رجوع به صلیب شکسته شود.
گامه. [ م َ / م ِ ] ( ص نسبی ) ( از: گام ، قدم + -ه ، نسبت ) در ترکیب آید: چهارگامه. چارگامه. رجوع به چهارگامه و چارگامه شود.
گامه. [ م ِ ] ( فرانسوی ، اِ ) صلیبی که چهار شاخه آن به شکل گاما خمیده شود. رجوع به صلیب شکسته شود.
صلیبی چهار شاخه