هرمل

لغت نامه دهخدا

هرمل. [ هَِ م ِ ] ( ع ص ) زن کلانسال. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || زن شتاب زده فروهشته اندام. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || ناقه سالخورده. ( منتهی الارب ). الناقةالهرمة. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

زن کلانسال زن شتاب زده فرو هشته اندام

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز