مازیار

لغت نامه دهخدا

مازیار. ( اِخ ) نام مردی است از حکام مازندران که در اصل از پارسیان ایران بوده و آیین زردشتی داشته و مازیار پسر قارن بوده که بعد از پدر به حمایت «بزیست ستاره شمر» فارسی پسر فیروز که خلیفه او را یحیی پسر منصور می خواند، از جانب خلیفه حکومت مازندران یافت و مولای امیرالمؤمنین از مأمون لقب یافت و بعد از تسلط در تبرستان خلع اطاعت خلیفه کرده بعد از مأمون ابراهیم معتصم در فکر استیصال او افتاده وبه عبداﷲبن طاهر والی خراسان حکمی نوشته آخرالامر اورا گرفته بند برنهادند و به بغداد بردند و معلوم شدکه مازیار با افشین که به حیدر بن کاوس معروف بوده معاهده دارند که خلیفه را خلع کنند و خلافت را به عجم باز گردانند لهذا خلیفه مازیار و افشین و بابک را در سال دویست و بیست و چهار هجری بکشت و بسوخت. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). مازیار محمد قارن بن بنداد هرمز اسپهبد طبرستان پس از آنکه مملکت طبرستان به دست عمویش افتاد نزد مأمون آمد و مأمون او را بر دو شهر ازشهرهای طبرستان حکومت داد و به عمویش نوشت تا آن دورا به وی تسلیم کند مازیار رهسپار شد و چون خبر به عمویش رسید او را بخشم آورد و نگرانش ساخت و چنانکه گویی به استقبال وی می شتابد بیرون آمد تا مازیار را غافلگیر کند و بکشد اما مازیار به اشارت غلامی هوشمندکه از آن پدرش بود حربه در سینه عموی خود زد و او را بکشت و مملکت بدست وی افتاد و نامه ای به خلیفه نوشت و خود را مولای خلیفه خواند و چون کارش بالا گرفت خود را برتر از آن دانست که مولای امیرالمؤمنین گوید ونافرمانی آغاز کرد پس معتصم، محمد بن ابراهیم را به جنگ وی فرستاد و به عبداﷲبن طاهر نوشت که او را با لشکر کمک دهد، پس محمد با وی به جنگ ایستاد و دره ها و پشته ها را بر وی گرفتند و مازیار شبانه بیرون رفت تا دست خود را در دست خویشاوندی از عبداﷲ نهاد و او را در سال 226 به بغداد آوردند پس تازیانه ها بر او زده شد تا مرد و در پهلوی بابک به دار زده شد. ( از تاریخ یعقوبی ترجمه محمد ابراهیم آیتی ج 2 ص 502 و 503 ). در سنه اربع و عشرین و مأتین ( 224 ) مازیار بن قارن سوخرائی که حاکم بعضی از جبال طبرستان بود به اغوای افشین آغاز مخالفت نمود سبب این قضیه آنکه افشین می خواست که امارت ولایت خراسان متعلق به او شود و می دانست که تا عبداﷲبن طاهر به فراغت در آن مملکت باشد این مدعا به حصول نپیوندد بنابراین ملک طبرستان را بفریفت تا با عبداﷲ اظهار مخالفت کرده مال مقرر را که در آن زمان تعلق به حکام خراسان می داشت بازگرفت و عبداﷲ، عم خود حسن بن حسین را به پیکار مازیار نامزد گردانید و حسن بعد از کشش و کوشش بسیار بر مازیار ظفریافت و او را اسیر کرده و به سامره فرستاد... و معتصم حاکم طبرستان را به ضرب تازیانه کشت. ( حبیب السیرچ خیام ج 2 ص 266-1267 ). مازیاربن قارن یکی از اسپهبدان طبرستان است که تعلق خاصی به کیش زردشت و آداب ایرانی داشت و بر معتصم عصیان کرد و معتصم عبداﷲ بن طاهر را از خراسان به دفع او فرستاد. عبداﷲ مازیار را بگرفت و به بغداد روانه داشت خلیفه او را به ضرب تازیانه کشت و جسدش را در مقابل جسد بابک آویخت. سپس معتصم افشین را متهم نمود که با مازیار دست یکی داشته و در توطئه احیای دین مزدکی و خرمی با او شریک بوده است و به همین تهمت او را هم بسال 227 به حبس انداخت تا در زندان مرد. ( تاریخ مفصل ایران تألیف اقبال ص 100 ). و رجوع به مازیار تألیف مجتبی مینوی و صادق هدایت و تاریخ اسلام تألیف فیاض ص 198 و 199 و تاریخ علوم عقلی و تاریخ طبرستان و تاریخ گزیده ص 320 شود.

فرهنگ فارسی

پسر و نداد هرمز از فرزندان سوخرای بزرگ. مازیار از سال ۲٠۸ ه. ق. از جانب مامون حاکم طبرستان رویان و دماوند شد و در اندک مدتی سراسر طبرستان را بتصرف در آورد. وی از سال ۲۲۴ ه.ق. بدستیاری افشین از فرمان خلیفه سرپیچید و با بابک خرمی پیمان بست. ولی کوهیار برادر وی بامید اینکه خود بر طبرستان حکومت کند وسایل دستگیری مازیار را بسال ۲۲۵ ه.ق. در بغداد بقتل رسید.
از آبادیهای گرگان است

فرهنگ اسم ها

اسم: مازیار (پسر) (فارسی) (تلفظ: māzyār) (فارسی: مازيار) (انگلیسی: mazyar) 
معنی: صاحب کوهستان، ( = ماه ایزدیار، مازدیار )، صاحبِ کوه ماز، ( اَعلام ) پسر ونداد هرمز از فرزندان سوخرای بزرگ، وی از سال هجری قمری از جانب مأمون حاکم طبرستان، رویان و دماوند شد و در اندک مدتی سراسر طبرستان را به تصرف درآورد وی از سال هجری قمری به دستیاری افشین از فرمان خلیفه سرپیچید و با بابک خرمدین پیمان بست، ولی کوهیار برادر وی به امید اینکه خود بر طبرستان حکومت کند وسایل دستگیری مازیار را به دست عمال خلیفه فراهم ساخت، مازیار به سال هجری قمری در بغداد به قتل رسید، مازدیار ) صاحبِ کوه ماز، رویان و دماوند شد و در اندک مدتی سراسر طبرستان را به تصرف درآورد وی از سال هجری قمری به دستیاری افشین از فرمان خلیفه سرپیچید و با بابک خرمدین پیمان بست ولی کوهیار برادر وی به امید اینکه خود بر طبرستان حکومت کند وسایل دستگیری مازیار را به دست عمال خلیفه فراهم ساخت مازیار به سال هجری قمری در بغداد به قتل رسید، پسر قارون، از سپهبدان مازندران در قرن سوم که علیه خلیفه بغداد شورش کرد.

دانشنامه آزاد فارسی

مازیار ( ـ۲۲۴ق)
والی طبرستان، پسر قارن و نوادۀ ونداد هرمز، آخرین امیر از سلسلۀ قارن وندان طبرستان. از ۲۰۱ق به عنوان گروگان در دربار مأمون عباسی به سر می برد و پس از هفت سال به همراه موسی بن حفص به طبرستان آمد و بر سر تصاحب املاک خود با شهریار بن شروین به منازعه برخاست و برای شکایت از او، نزد خلیفه آمد و اعلام مسلمانی کرد و پس از فوت شهریار (۲۱۰ق) به طبرستان بازگشت و توانست بر بخش هایی از طبرستان چیره شود. مأمون در ۲۱۸ق فرمان حکومت تمام طبرستان را برای او فرستاد. مازیار، با وجود این که اسلام آورده بود، چندان تمایل به اسلام نداشت و با افزایش قدرتش در طبرستان به اذیت و آزار مسلمانان پرداخت وجمع کثیری از آنان را به زندان انداخت. دستور تخریب مساجد را صادر کرد و دوباره آیین زردشت را رواج داد و با این رفتار عملاً از فرمان معتصم خلیفۀ عباسی سرپیچی کرد، اما مغلوب سپاهیان خلیفه و قوای عبدالله بن طاهر شد. مازیار را به اسارت به سامرا آوردند و در ضمن راه نامه هایی را که به افشین نوشته بود از او گرفتند. معتصم دستور داد او را با ضربات تازیانه کشتند و در کنار جسد بابک به دار آویختند.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم