لغت نامه دهخدا
راه شناختن. [ ش ِت َ ] ( مص مرکب ) شناختن راه. آشنایی داشتن براه. آشنا بودن به راه. راه بلد بودن. || شناختن دین. تشخیص حق و حقیقت. پی بردن به مذهب:
در ایران بیزدان شناسند راه.اسدی.- راه ناشناختن؛ گمراه شدن: عمه؛ راه و حجت ناشناختن. ( منتهی الارب ).