لغت نامه دهخدا
لکین. [ ل ُ ] ( اِ ) نمد باشدو آن را از پشم گوسفند مالند. ( برهان ):
همی تا بود نزد اهل خرد
سقرلاط افزون بها از لکین
بمان جاودان شادمان دوست کام
خدایت حفیظ و نصیر و معین.پوربهای جامی ( از جهانگیری ).
لکین. [ ل ُ ] ( اِ ) نمد باشدو آن را از پشم گوسفند مالند. ( برهان ):
همی تا بود نزد اهل خرد
سقرلاط افزون بها از لکین
بمان جاودان شادمان دوست کام
خدایت حفیظ و نصیر و معین.پوربهای جامی ( از جهانگیری ).
(لُ ) (اِ. ) نمد که از پشم گوسفند مالند.
نمدی که از پشم گوسفند می مالند.
( اسم ) نمد که از پشم گوسفند مالند: همی تا بود نزد اهل خرد سقرلاط افزون بها از لکین.... ( پور بهای جامی جها )
لکین ( به ترکی آذربایجانی: Ləkin ) یک منطقه مسکونی در جمهوری آذربایجان است که در شهرستان جلیل آباد واقع شده است. لکین ۱۶۶۵ نفر جمعیت دارد.
نمد که از پشم گوسفند مالند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگرچه وصل اینجا نیز هم هست ولکین وصل خود اینجا دهد دست
💡 سرانجام در ۱۹۶۵ میلادی جک الکین، یک روش ریاضی برای حل مسئله پیدا کرد.
💡 ره شرعم اگرچه کرده ایشان ولکین ماندهام در نزد ایشان
💡 یقین دانم که بیشک اوست این ماه ولکین سوختهست از رنج این راه
💡 برون و اندرون دیدار یار است ولکین نقطه در پرگار یار است