لغت نامه دهخدا
- بقول الاوجاع ؛ گیاهی که دردهای شکم را زایل کند. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ).
- بقول المائده ؛ سبزی خوردنی ، مانند تره ، جعفری ، ترتیزک ، نعناع ، ریحان ، مرزه ، پودنه ، تربچه. ( یادداشت مؤلف ).
- بقول دشتینه ؛ هر گیاه بری و وحشی که به بیابان و مزارع روید مانند: شاهترج ، تفاف ، طرخسقون و جز آن. ( یادداشت مؤلف ).
بقول. [ ب ُ ] ( ع مص ) ظاهر و نمایان شدن. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ). طالع شدن. || ریش و دندان شتر برآمدن. ( تاج المصادر بیهقی ). ریش بیرون آمدن ، و منه الباقل.( زوزنی ). || سبزه و با نبات شدن زمین. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به بقل شود.
بقول. [ ب ِ ق َ / قُو ] ( ق مرکب ) مطابق قول و موافق گفتار. ( ناظم الاطباء ): بقول سعدی. بقول مولانا.