بی تا

لغت نامه دهخدا

بی تا. ( ص مرکب ، ق مرکب ) بدون تا و چین. رجوع به تا شود. || یکتا. فرد. بی مانند. ( فرهنگ فارسی معین ). بی عدیل. بی نظیر. بی همال. بی کفو :
از لئیمان به طبع بی تایی
وز خسیسان بعقل بی جفتی.علی قرط اندکانی.، بیتا. [ ب َ ] ( هزوارش ، اِ ) به لغت زند و پازند بمعنی خانه است که بعربی بیت خوانند. ( از برهان قاطع ). هزوارش بیتا ، پهلوی «خانک » ( = خانه )... بیتا ( خانه ). ( از حاشیه برهان قاطع چ معین ).

فرهنگ معین

(ص مر. ) بی مانند، بی نظیر.

فرهنگ عمید

یکتا، بی مانند.
فاقد تاریخ چاپ.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - بدون تا و چین . ۲ - یکتا فرد بیمانند .

فرهنگ اسم ها

اسم: بی تا (دختر) (فارسی) (تلفظ: bitā) (فارسی: بيتا) (انگلیسی: bita)
معنی: یکتا، بی مانند، بی همتا، ‏‎ ‎بی همتا، زیبا، بی لنگه، بی نظیر

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
بیت (۷۳ بار)

ویکی واژه

بی مانند، بی نظیر.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم