جالینوس

لغت نامه دهخدا

جالینوس. ( اِ ) نام نوائی است: 
بلبل همی سراید چون باربد
قالوس و قفل و رومی و جالینوس.اسدی ( لغت فرس ).
جالینوس. ( اِخ ) نام یکی از سرداران ایرانی که در جنگ با اعراب شرکت داشت و شکست خورد. ( تاریخ گزیده ج 1 ص 174 ).
جالینوس. ( اِخ ) نام یکی از حکمای کرام. او طبیب هشتم است از طبیبان که هریک بیمثل زمان خود بوده اند اول ایشان اسقیلپیدس دوم غورس سوم مینوس چهارم برمانیدس پنجم افلاطون ششم اسقلیپیدس هفتم بقراط هشتم جالینوس است. وی خاتم مهر اطباء است. ( آنندراج ). وی به جالینوس برغامسی و جالینوس القلوذی شهرت داشته است.مؤلف عیون الانباء آرد: آنچه از احوال جالینوس معلوم و نزد خواص و عوام مشهور است آنکه وی هشتمین و آخرین اطباء بزرگ است و نه تنها کسی بپایه او در علم نرسید، بلکه هیچکس بمقام علمی او نزدیک نگردید. از آغاز ظهور طب تا آن زمان سوفسطائیان در آن فن اختلاف بسیاری پدید آورده و محاسن آن را از بین برده بودند و او برضد آنان قیام کرد و گفته آنان را ابطال کرد و عقاید بقراط و پیروان او را استوار ساخت و به نصرت آنها اقدام کرد و کتابهای بسیار در کشف حقایق فن طب تألیف کرد و در آنها مکنونات آن را آشکار ساخت و مشکلات آن را توضیح داد. پس از وی کسی در این فن به پایه او نرسید و اطباء متأخر شاگردان او بشمارند. وی هشتاد و هفت سال زندگی کرد که هفده سال آن کودک و متعلم بود. و هفتاد سال معلم و آموزگار. این عقیده یحیی نحوی است که درباره دیگر معلمان بزرگ طب نیز همین تقسیم را بکار برده و عمر آنان را بدو دوره تعلیم وتعلم تقسیم کرده است لیکن باید در این گفته تحقیق شود، زیرا تقسیم مزبور درباره پاره ای از آنان غیرممکن بنظر میرسد از آنجمله درباره جالینوس گفته که هفده سال تعلم و هفتاد سال تعلیم کرده است، این گفته با آنچه جالینوس در بعضی مؤلفاتش آورده مخالف است که:
«پدرم پیوسته مرا هندسه و حساب و ریاضیات تعلیم داد تا به سن پانزده سالگی رسیدم در آنوقت مرا به آموختن منطق واداشت، زیرا میخواست فلسفه بیاموزم، ولی در خواب دید که مرا بتحصیل طب وادارد و آنگاه مرا به فراگرفتن این فن گماشت. در این وقت هفده سال داشتم ». بنابراین دور نیست آنچه درباره متقدمان بر او گفته نیز چنین باشد و از زمان ابقراط تا جالینوس 665 سال و از زمان اسقلیموس اول تا درگذشت جالینوس بگفته یحیی نحوی 5502 ( ؟! ) سال بوده است. و بگفته اسحاق بن حنین از زمان جالینوس تا هجرت 525 سال بوده است و بگفته اسحاق تولد جالینوس 59سال بعد از مسیح بود و آنانکه او را معاصر مسیح دانسته اند و گویند وی به سوی عیسی روآورد تا به وی ایمان آورد، درست نیست، زیرا جالینوس در مواردی از کتب خود بقسمی از موسی و مسیح یاد کرده که معلوم میشود بعد از مسیح میزیسته است، از جمله کسانی که او را معاصر مسیح دانسته اند بیهقی است که در کتاب مسارب التجارب و غوارب الغرائب گفته است: اگر در میان حواریین خبر«بولس » پسر خواهر جالینوس نمی بود، کافی بود، همو گوید جالینوس پسر خواهر خود را نزد عیسی فرستاد تا اظهار دارد که خود از آمدن نزد او عاجز است ولی به وی ایمان آورد و خود نیز به عیسی ایمان آورد در صورتی که جالینوس در مقالت اول از کتاب اخلاق پس از نقل صفات اخلاقی قومی گوید: این در سال 514 بعد از اسکندر بود.و این تاریخ صحیح ترین تاریخی است که درباره عصر اوگفته شده است. ( از عیون الانباء ج 1 صص 71 - 72 ).

فرهنگ معین

(اِ. ) ۱ - نوایی است از موسیقی قدیم. ۲ - نام طبیب معروف یونانی.

فرهنگ عمید

از الحان سی گانۀ باربد: بلبل همی سراید چون باربَد / قالوس و قفل رومی و جالینوس (عنصری: ۳۳۷ ).

فرهنگ فارسی

پزشک یونانی ( و. ۱۳۱ - ف. حدود ۲۱٠ م ) وی در تشریح کشفیات گرانبهایی دارد و آثار او در اسلام نیز معروف و مورد استفاده بوده است.
( اسم ) نوایی است از موسیقی قدیم.
نام یکی از حکمای کرام

فرهنگ اسم ها

اسم: جالینوس (پسر) (یونانی) (هنری) (تلفظ: jālinus) (فارسی: جالینوس) (انگلیسی: jalinus)
معنی: نام پزشکی یونانی

دانشنامه عمومی

جالینوس ( در یونانی: Γαληνός، گالینوس، لاتین: Claudius Galenus ) ( ۱۲۹–۲۰۰م ) از پزشکان یونان باستان بود. دیدگاه های او بیش از هزار سال دیدگاه چیره در پزشکی اروپا بود.
جالینوس اهل پرگامون یونان ( برگامای کنونی در ترکیه ) بود. وی پزشک هشتم است از پزشکان باستان که هریک بی مثلِ زمان خود بوده اند. اول ایشان اسقلبیوس اول، دوم غورس، سوم مینس، چهارم برمانیدس، پنجم افلاطون، ششم اسقلبیوس دوم، هفتم بقراط دوم*، هشتم جالینوس است. آنچه از احوال جالینوس معلوم و نزد خواص و عوام مشهور است آن که وی هشتمین و آخرین طبیب بزرگ است و نه تنها کسی به پایهٔ او در علم نرسید، بلکه هیچ کس به مقام علمی او نزدیک نگردید. از آغاز پیدایش پزشکی تا آن زمان سوفسطائیان در آن فن اختلاف بسیاری پدیدآورده و محاسن آن را از بین برده بودند و او برضد آنان قیام کرد و گفتهٔ آنان را ابطال کرد و عقاید بقراط و پیروان او را استوار ساخت و به نصرت آنها اقدام کرد و کتاب های بسیار در کشف حقایق فن پزشکی تألیف کرد. وی هشتاد و هفت سال زندگی کرد. جالینوس در برخی از تألیفاتش آورده است که:
پدرم پیوسته مرا هندسه و حساب و ریاضیات آموخت تا به سن پانزده سالگی رسیدم در آن وقت مرا به آموختن منطق واداشت، زیرا می خواست فلسفه بیاموزم، ولی در خواب دید که مرا به تحصیل پزشکی وادارد و آنگاه مرا به فراگرفتن این فن گماشت. در این وقت هفده سال داشتم.
زایش جالینوس ۹۵ سال بعد از مسیح بود و آنان که او را هم روزگار با مسیح دانسته اند و گویند وی به سوی عیسی رو آورد تا به وی ایمان آورد، درست نیست، زیرا جالینوس در مواردی از کتب خود به قسمی از موسی و مسیح یاد کرده که معلوم می شود بعد از مسیح می زیسته است، از جملهٔ کسانی که او را معاصر مسیح دانسته اند بیهقی است. جالینوس دانشمند فیلسوف و طبیعی دان زمان خود بود. وی از مردم شهر فرغامون است. کتاب های پراَرزشی در پزشکی و جز آن از علوم طبیعی و صناعت منطق تاًلیف کرده است و از اسماء تألیفات خود و ترتیب خواندن و طریق آموختن آنها فهرستی ترتیب داده که شامل چند ورق و بیش از صد کتاب در آن ذکر شده است.
آثار جالینوس از نخستین متون یونانی بود که ترجمه و تشریح شد، به ویژه توسط ثابت بن قرّه در بغداد.
جالینوس در زمان نرون قیصر ششم روم می زیست. وی به اطراف و اکناف مسافرت می کرد و دوبار به روم رفت و در آنجا سکونت کرد و با پادشاه برای معالجهٔ مجروحین به جنگ رفت. در فلسفه و علوم ریاضی براعت یافت و در ۴۲سالگی متبحر گشت و دانش بقراط را زنده ساخت و بر کتب ازدست رفتهٔ او شروحی نوشت. پدرش مهندس بزرگی بود که در عصر خود نظیر نداشت. در سن ۸۸سالگی به قصد بیت المقدس از روم بیرون رفت و به سیسیل رسید و در همان جا درگذشت. جالینوس، به قولی تا حدود چهارصد کتاب تاًلیف کرد که بخشی از آنها در آتش سوزی نیایشگاه صلح از میان رفت. نام جالینوس به خاطر شهرت وی، در ادبیات فارسی رواج یافته است:

دانشنامه آزاد فارسی

جالینوس (ح ۱۲۹ـ ح ۲۰۰م)(Galen, Claudius)
پزشک و کالبدشناس۱ یونانی. نظریاتش حدود ۱۵۰۰ سال بر پزشکی غرب حاکم بود. از مهم ترین نظریات او می توان گردش خون سه باره۲ و فرضیۀ مزاج ها۳، شامل خون۴، بلغم۵، صفرای زرد۶، و صفرای سیاه۷ را نام برد. عقیده داشت مزاج ها در ایجاد حالت های روانی و جسمی دخالت دارند. جالینوس کتابی با نام در باب روش های کالبدشناختی۸ نوشت و در آن، کالبدشکافی۹ حیوانات را با دقت توصیف کرد. در آن زمان، تحقیق روی جسد انسان ممنوع بود. در قرن ۱۶، به این کتاب در اروپای غربی توجه شد و به منزلۀ کتاب مرجع استاندارد کالبدشناسی تدریس می شد. او بالاترین مرجع علم پزشکی بود تا زمانی که آندرآس وسالیوس۱۰ و ویلیام هاروی۱۱ خطاهای اساسی نظریاتش را آشکار کردند. در دستگاه گردش خونی که او توصیف می کرد کبد، قلب، و مغز به ترتیب تولیدکنندۀ روح طبیعی۱۲، روح حیاتی۱۳، و روح حیوانی۱۴ بودند. جالینوس در فلسفه هم تألیفاتی داشت. او معتقد بود که طبیعت هدف مقدسی را دنبال می کند. این طرز فکر با برآمدن مسیحیت به شکل روزافزونی رواج یافت، هرچند جالینوس مسیحی نبود. این امر تأثیر افکار او را تا حدی توجیه می کند. جالینوس در مهم ترین اثرش در زمینۀ کالبدشناسی، در باب روش های کالبدشناختی، جزئیات کالبدشکافی خوک، میمون، و سگ را توصیف می کند. او عقیده داشت کالبدشکافی دقیق برای یادگیری کالبدشناسی لازم است و عدم امکان کالبدشکافی انسان مانع پیشرفت تحقیقات او بود. با سقوط امپراتوری روم در ۴۷۶م، کتاب او در اروپا مهجور ماند، ولی ترجمۀ عربی آن در خاورمیانه حفظ و به یکی از منابع طب اسلامی تبدیل شد. در ۱۵۳۱، ژوانس گینته۱۵، یکی از اساتید پزشکی دانشگاه پاریس، این کتاب را به زبان لاتینی برگرداند و اروپایی ها دوباره به این کتاب دست یافتند که به کتاب درسی مرجع کالبدشکافی و کالبدشناسی بدل شد. در اواخر قرن ۱۶، وسالیوس و دیگران نظرات جالینوس را رد کردند. جالینوس در پرگامون۱۶، واقع در آسیای صغیر، زاده شد. در آن جا، اسمیرنا۱۷، ازمیر۱۸ فعلی، کورَنت۱۹ یونان، و اسکندریۀ مصر پزشکی خواند و سپس، به زادگاه خود بازگشت و پزشک ارشد گلادیاتورها شد. در ۱۶۱م، به روم رفت، به طبابت پرداخت، و به دربار امپراتور مارکوس اورلیوس آنتونینوس۲۰ راه یافت. جالینوس اکتشافات نسبتاً کمی داشت و به آموزه های بقراط۲۱ بسیار متکی بود، ولی کتاب های فراوانی نوشت که بیش از ۱۰۰ عنوان از آن ها شناخته شده اند. در زمان جالینوس، کالبدشکافی انسان ممنوع بود و او با استنتاجات حاصل از کالبدشکافی حیوانات به نکاتی دربارۀ ساختمان بدن انسان پی می برد. او توصیفات دقیق و خوبی از استخوان ها و ماهیچه ها عرضه و بسیاری از مواردِ کالبدشکافی را برای اولین بار توصیف کرد. به علاوه، دریافت که تعداد فراوانی از ماهیچه ها به صورت جفت های متضاد۲۲ مرتب شده اند. او چندین حیوان زنده را نیز کالبدشکافی کرد و نشان داد ادرار از کلیه ها و از طریق میزنای۲۳ به مثانه۲۴ منتقل می شود. همچنین، نشان داد که در سرخ رگ۲۵ خون جریان دارد، نه هوا و بدین ترتیب، نظر اراسیستراتوس۲۶ را که حدود ۵۰۰ سال آموزش داده می شد، رد کرد.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] جالینوس (معرّبِ گالینوسِ یونانی )، آخرین نگارنده برجسته آثار پزشکی در یونان باستان می باشد که هم به عنوان کالبدشناس و عالِم وظایف الاعضاء و هم به عنوان پزشک، جراح و داروشناس شهرت دارد.وی را فیلسوف نیز دانسته اند.از برخی آثارش، فقط ترجمه های عربی، عبری یا لاتینی آن ها بجا مانده است.شهرت او در سده های سپسین به طور پیوسته افزایش یافت و سرانجام در کنار بقراط، اثرگذارترین پزشک دوران قدیم دانسته شد.
جالینوس در ۱۲۹ یا ۱۳۰ میلادی در پرگامون (بَرغُمَه) در آسیای صغیر به دنیا آمد و در حدود ۱۹۹ یا ۲۰۰ میلادی در رُم درگذشت.نیکن، پدر جالینوس، معمار و هندسه دان و بسیار با فرهنگ بود و آموزش خصوصی پسرش را از اوان کودکی او آغاز کرد.
← تحصیلات
مجموعه آثار جالینوس که به عربی ترجمه شد، یا به زبانی دیگر در دوره اسلامی مورد استفاده قرار گرفت، بیش از آثار هر پزشک دیگر بر پزشکی دوره اسلامی تأثیر گذاشت، چه پزشکان یونانی که اثر یا آثاری از آن ها به عربی ترجمه شد و چه تمام پزشکان دوره اسلامی.به طورکلی جالینوس را می توان سرچشمه تقریباً تمامی اصول و نظریه ها و موازین پزشکی دوره اسلامی، در تمامی شاخه های آن، به شمار آورد.اگرچه از بسیاری از دانشمندان، فلاسفه و پزشکان یونانی رسائلی در پزشکی به عربی ترجمه شده است، تعداد آثار ترجمه شده از جالینوس که پزشکان اسلامی از آن ها استفاده می کردند، از اشخاص دیگر بیش تر است.مثلاً از بقراط، که اثری بسیار عمیق در پیدایی و تکوین پزشکی اسلامی داشت، سی کتاب به عربی ترجمه شد که در انتساب آن ها به بقراط تردیدی نیست. و همچنین از وجود حدود بیست اثر که در انتساب آن ها به بقراط تردید هست خبر داریم، اما آثار ترجمه شده جالینوس در عالم اسلام که انتساب آن ها به او قطعی است، بیش از سه برابر کل آثار بقراط است. این میراث جالینوسی عمدتاً از دو طریق به دست پزشکان اسلامی رسید، یکی با انتقال آثار جالینوس به قلمرو اسلامی و ترجمه آن ها به ویژه در جریان نهضت ترجمه و دیگر، از طریق ترجمه آثار شانزده گانه او که گروهی از دانشمندان یونانی آن ها را تصحیح و شرح و بازنویسی کرده بودند.این مجموعه نزد پزشکان و نویسندگان اسلامی به جوامع اسکندرانیین مشهور شد.
← ترجمه آثار
جالینوس در جهان اسلام به عنوان فیلسوف نیز شناخته شده است.از طریق ترجمه آثار او به عربی، آرای رواقیون و شکاکان در جهان اسلام شناخته شد و شهرت کتاب تیمائوس افلاطون مدیون وی است. جالینوس اگر چه در فلسفه به اندازه طب شهرت نداشته، به عنوان فیلسوفی قابل اعتنا به او پرداخته شده است.او آرای فلسفی و منطقی خود را از افلاطونیان، مشائیان و حکمای رواقی گرفته و به شیوه خود، آنها را در آثارش منعکس کرده است.موضع جالینوس در معرفت شناسی، ضدشکاکانه بوده است.
← معرفت
...
[ویکی نور] «جالینوس» اهل «پرگامون» یونان (برگامای کنونی در ترکیه) بود و در حدود سال 130م متولد شد. وی در میان پزشکان یونان باستان که هر یک در زمان خود بی مانند بودند، در مرتبه هشتم قرار داشت.
جالینوس در زمانی زندگی می کرد که اروپا تحت تسلط امپراطوری روم بود. در آن زمان، نگاه رومی ها به پزشکی بیشتر تاکید بر بهداشت همگانی بود. آن ها قنات هایی برای انتقال آب سالم، فاضلاب هایی برای خارج کردن فضولات و گرمابه های عمومی برای بهداشت شخصی افراد ساخته بودند. با وجود همه این موفقیت ها، محدودیت هایی نیز در نگرش آن ها وجود داشت. آن ها به درمان بیماری های فردی توجهی نداشتند و کالبدشناسی را نیز به حساب نمی آوردند. جالینوس به شناختن نقاط ضعف طب در رومی ها کمک کرد.
از آغاز پیدایش پزشکی تا آن زمان، سوفسطائیان در آن فن اختلاف نظر داشتند و خوبی های آن را از بین برده بودند، اما جالینوس با قیام بر ضد آنان، نظریه های بقراط و پیروان او را استوار ساخت و کتاب های بسیاری در کشف حقایق فن پزشکی تألیف کرد. وی در برخی از تألیفاتش آورده است:
«پدرم پیوسته مرا هندسه، حساب و ریاضیات آموخت تا به سن پانزده سالگی رسیدم، آن گاه مرا به آموختن منطق واداشت، زیرا می خواست فلسفه بیاموزم، ولی در خواب دید که مرا به تحصیل پزشکی وادارد و آن گاه مرا به فراگرفتن این فن گماشت. در این زمان، هفده سال داشتم».
جالینوس پس از پایان تحصیلات پزشکی در «پرغامس» آسیای صغیر و «کورینت» یونان، به اسکندریه مصر رفت. کتابخانه و موزه بزرگ آن جا دارای دو اسکلت کامل انسان بود. بنا بر نظر جالینوس، همان گونه که معمار از روی نقشه کار می کند، پزشک هم نیاز دارد که بدن انسان را به طور کامل بشناسد.
قانون رومی ها کالبدشکافی جسد انسان را ممنوع کرده بود. از این رو جالینوس بدن یک خوک، بز و میمون را تشریح کرد. او با انجام این کار، چیزهای زیادی آموخت، اما تمام جزئیاتی که در جانوران یافته بود، برای بدن انسان صدق نمی کرد؛ برای مثال، شبکه رگ های خونی که در زیر مغز جانوران مشترک است، در انسان وجود ندارد.

ویکی واژه

نوایی است از موسیقی قدیم.
نام طبیب معروف یونانی.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم