تباین
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. تفاوت.
۳. مخالف هم بودن، تضاد.
فرهنگ فارسی
دانشنامه آزاد فارسی
(در لغت به معنی جدایی و اختلاف) در اصطلاح منطق در دو حوزه به کار می رود: ۱. در حوزۀ تصورات، یکی از نسَب اربعه بین دو کلی است (در برابر «تساوی») و آن چنان است که میان دو کلی وجه اشتراکی نباشد. تباین را می توان به کلی و جزئی تقسیم کرد: ۱) تباین کلی، نسبتی میان دو کلی است که هیچ یک بر افراد دیگری صدق نمی کند. ۲) تباین جزئی، عبارت است از سلب دو مفهوم کلی از یکدیگر به نحو جزئی، بنابراین شامل تباین کلی و عموم و خصوص من وجه می شود. دو کلی را که بین آن ها نسبت تباین برقرار است متباین می نامند؛ ۲. در حوزۀ تصدیقات، در برابر توافق قرار دارد. بدین معنا که اگر مفاد و معنای دو قضیه گوناگون و مختلف باشد، آن دو را متباین می نامند و از نسبت بین آن دو به تباین تعبیر می کنند. قضایای متباین عبارت اند از قضایای متقابل و قضایای متداخل.
دانشنامه اسلامی
اگر دو مفهومی در هیچ یک از مصادیق با یکدیگر جمع نشوند و همانند دو خط موازی باشند که هیچگاه یکدیگر را قطع نمی کنند، نسبت میان آن ها را تباین می نامند. سنگ و جاندار دو مفهومی است که هیچ اشتراکی در مصداق ندارند، بازگشت نسبت تباین به دو سالبه کلیه است، مانند: "هیچ جانداری سنگ نیست" و "هیچ سنگی جاندار نمی باشد".
تباین به معنای دوم
در علم ریاضی عدد در مقام نسبت سنجی با عدد دیگر به متساوی و مختلف تقسیم شده است. دو عدد مختلف یا متوافق اند یا متداخل و یا متباین. متباینین به دو عدد صحیح گفته می شود که جز بر «۱» قابل قسمت نیست؛ به این معنا که اگر عدد کمتر، از عدد بیشتر، یک یا چند بار کم شود، عدد «۱» باقی ماند، مانند عدد ۱۳ و ۲۰ که با کم کردن ۱۳ از ۲۰ و سپس ۷ از ۱۳ و پس از آن ۶ از ۷ عدد «۱» باقی می ماند.فقها در باب ارث در بحث چگونگی تقسیم سهام ورثه و دستیابی به سهم هریک، از علم ریاضی بهره گرفته و اصطلاح تباین به معنای فوق را در این باب بسیار به کار برده اند.
ویکی واژه
اختلاف داشتن، تفاوت.