ناغشته
لغت نامه دهخدا
ناغشته. [ غ ِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) ناآغشته. نیاغشته. مقابل آغشته. رجوع به آغشته شود.
جمله سازی با ناغشته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مجسمه هنرمندی که هنوز تمام نشده بود، مانند یک بلوک ناغشته از سنگ مرمر بود که پتانسیل تبدیل شدن به یک اثر هنری را داشت.
💡 او در نوشتههای خود از مفهوم روح ناغشته استفاده کرد تا به انسانی اشاره کند که هنوز به کمال و بلوغ فکری نرسیده است.
💡 سنگهای ناغشته در طبیعت، زیبایی خامی دارند که با وجود بیشکل بودن، جذابیتی بسیار متفاوت نسبت به سنگهای تراشخورده و صیقلی دارند.