لغت نامه دهخدا
خاخام. ( اِ ) حاخام. ربانی. پیشوای مذهبی یهود. ملا. رئیس جامعه مذهبی یهود.
خاخام. ( اِ ) حاخام. ربانی. پیشوای مذهبی یهود. ملا. رئیس جامعه مذهبی یهود.
[ عبر. ] (اِ. ) عنوان پیشوایان دینی یهود، ربانی .
عنوان علما و پیشوایان مذهبی یهود، ربانی، ربن.
ربانی، ربن، عنوان علماوپیشوایان مذهبی یهود
(اسم ) پیشوای دینی یهود ربانی ربن .
(یا: رَبَّن و ربّی) عنوان و لقب عالمان و مجتهدان جامعۀ یهود، و نه عنوان کاهنان موروثی یهودیان. خاخام ها عالم در شرایع و شعایر یهود از قرن اول میلادی بوده اند. آنان از قدیم به تواضع خود را شاگردان حاخامیم (برابر با لفظ عربی حکیم) می خواندند و یهودیان به احترام از آن ها با لفظ های ربّن (استاد ما) و ربّی (استاد من) یاد می کردند. مهم ترین نقش خاخام ها رسیدگی به امور حقوقی و قضایی هم کیشان خود بود. در دورۀ پس از تخریب معبد یهود یا هیکل (۷۰م) خاخام ها رفته رفته احکام تورات را با مقتضیات روزگار خویش منطبق کردند که نتیجۀ آن تدوین مجموعۀ شرایع و احکام شفاهی یهود (تلمود) بود. اما در نیمۀ دوم قرن ۸م فرقه ای یهودی در بین النهرین به نام قرائیم برآمد که با تفسیر تلمودی تورات سخت مخالف بودند و مخالفان خود را ربانیم می گفتند.
عنوان پیشوایان دینی یهود؛ ربانی.