تملیک
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. کسی را مالک چیزی کردن، چیزی را به ملک کسی درآوردن.
فرهنگ فارسی
دانشنامه اسلامی
تملیک به معنای فراهم کردن اسباب آن امری مباح است، لیکن گاهی به سبب عارضهای مستحب میشود، مانند صدقه یا وام دادن به مؤمن نیازمند و گاهی حرام میشود، مانند خرید و فروش بعد از اذان روز جمعه در صورت وجوب نماز جمعه و در پارهای موارد واجب میگردد، مانند تملیکی که در عقد لازم شرط شود و یا به سبب نذر و عهد یا قسم بر انسان واجب گردد.
ارکان تملیک
ارکان تملیک عبارت است از تملیک کننده، قبول کننده تملیک، مورد تملیک و سبب تملیک.
در تملیک کننده و قبول کننده تملیک، اهلیّت برای تملیک و تملّک شرط است مورد تملیک یا عین خارجی است، مانند زمین و خانه و یا منفعت، مانند سکونت در خانه و یا انتفاع، مانند استفاده از مال عاریه ای، از قبیل ظرف.
سبب تملیک عبارت است از عقد یا معاوضی است؛ بدین معنا که تملیک در مقابل عوض صورت میگیرد، مانند بیع و اجاره و یا غیر معاوضی (مجّانی و بدون عوض)، مانند هبه، صدقه و عاریه.
آثار تملیک
اثر تملیک، جواز هر نوع تصرف مشروع در مال مملوک، از قبیل فروختن، بخشیدن و قرض دادن است.