دود

لغت نامه دهخدا

دود. [ دَ ] ( ع مص ) کرم افتادن در طعام. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). کرمناک شدن طعام. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
دود. ( ع اِ ) کرمان. ج ِ دودة. ( زمخشری ). ج ِ دَودَة. ( منتهی الارب ) ( مقدمه لغت میرسید شریف جرجانی ص 1 ). کرم. ج، دیدان. ( ناظم الاطباء ) ( السامی فی الاسامی ). به معنی کرمها و این اسم جمع است و واحد آن دودة که به معنی یک کرم است. ( آنندراج ) ( غیاث ). در عربی کرم را گویند. ( از برهان )

فرهنگ معین

[ په. ] (اِ. ) جسمی تیره و بخاری شکل و شبیه ابر که به سبب سوخت اشیاء پدید آید و به هوا رود.، ~از بینی برآمدن کنایه از: غمگین شدن، خشمگین شدن.،~ از کنده بلند شدن کنایه از: از ریشه مایه گرفتن، از اصل بزرگتر سرچشمه گرفتن

فرهنگ عمید

۱. جسم تیره رنگ شبیه بخار یا ابر که هنگام سوختن چیزی از آن جدا می شود و به هوا می رود.
۲. [قدیمی، مجاز] ناله.
* دود دادن: (مصدر متعدی ) چیزی را نزدیک دود یا میان دود قرار دادن برای خشکانیدن آن.
* دود زدن: (مصدر لازم ) [عامیانه]
۱. دود کردن، دود پخش کردن چیزی که در حال سوختن است.
۲. دود پس دادن چراغی که با نفت می سوزد.
* دودودم: [عامیانه، مجاز] دایر بودن بساط چای و قلیان و پخت و پز و لوازم مهمانی.
کرم ها.

فرهنگ فارسی

جسم تیره رنگ شبیه به بخاریاابرکه هنگام سوختن، چیزی از آن جدامیشودوبهوامیرود
( اسم ) کرم
اسم هندی لبن است.

دانشنامه آزاد فارسی

دود (smoke)
مخلوطی قابل مشاهده از ذرّه های جامد معلق در گاز، معمولاً دربردارندۀ ذرات ریز کربن یا هیدروکربن.
دود (کتاب). دود (کتاب)(Dym)
رمانی از ایوان تورگنیف، به زبان روسی، منتشرشده در ۱۸۶۷. داستان در بادن بادن، بیرون از روسیه، اتفاق می افتد. لیتوینوف، که از محفل روس ها دوری می گزیند و به فکر بازگشت به روسیه به همراه نامزدش، تاتیانا شستووا، و ازدواج با اوست، زنی را که پیش از این یک بار پیشنهاد ازدواج او را رد کرده بود و اکنون همسر افسری جوان است، می بیند. این زن جذاب و زیبا، ایرینا پاولونا، که بر محفل روس های خارج از کشور حکم می راند، بر آن می شود که باری دیگر لیتوینوف را به خود جذب کند. لیتوینوف در دام می افتد و نامزدش دلزده به روسیه بازمی گردد، اما ایرینا از ازدواج با او سر باز می زند. لیتوینوف به روسیه بازمی گردد و پس از چندی ممارست نشان دادن از خود و پیشرفت در کار، موفق می شود دل تاتیانا را نرم و با او ازدواج کند. عنوان دود برای داستان بدین معنی است که پس از شکست دوم، دنیا و آخرت لیتوینوف در هاله ای از دود پوشانده شده بود و در پایان، با روی نمودن خوشبختی، همه چیز روی زیبا و ملموس خود را بر او گشود. دود غیر روسی ترین رمانِ رمان نویسی روسی است که هرگز روسیه و مردمان آن را از درون نکاویده بود.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] دود: مادّه ای شبیه بخار،که پدید آمده از سوختن اجسام است.
از عنوان دود، در باب های طهارت، صلاة و صوم به کار رفته است.
احکام دود
۱)بنابر قول مشهور، آتش با تبدیل کردن چیز نجس به دود، آن را پاک می گرداند. 
۲)هنگام غسل دادن میّت، دود کردن عود و مانند آن از موادّ خوشبو کننده، مکروه است. 
۳)نماز گزاردن در جایی که دود و مانند آن زیاد باشد- در حدّی که ذهن نمازگزار را به خود مشغول سازد- کراهت دارد. 
۴)دراینکه رساندن دود غلیظ به حلق، موجب بطلان روزه می شود یا نه، اختلاف است. قول به بطلان به متأخران، نسبت داده شده است. 

فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم