لغت نامه دهخدا
همه شب نبودش قرار وهجوع
زتسبیح و تهلیل و ما را ز جوع.سعدی ( بوستان ).- اهل تهلیل ؛ آنانکه خدای را یگانه دانند و به یکتایی او ایمان دارند : مسلمین هرگز بر هیچکس از اهل تهلیل که قصد او نکردند شمشیر نکشند. ( تاریخ سیستان ).
|| بددلی کردن در حرب. ( تاج المصادر بیهقی ). بددل شدن و گریختن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || سپسایکی برگشتن. || نامه نوشتن. || سپس ماندن و بازایستادن از دشنام دادن. یقال : هلّل عن شتمه ؛ اذا تأخر عنه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).