لغت نامه دهخدا
بنفش. [ ب َ ن َ ] ( ص، اِ ) کبودرنگ و نیلگون. ( غیاث ). بنفشه رنگ. ( آنندراج ). رنگ کبود مانند رنگ گل بنفشه. ( ناظم الاطباء ). کبود. ( شرفنامه منیری ). رنگی است فرعی که از ترکیب دو رنگ اصلی قرمز و آبی بدست آید. ( فرهنگ فارسی معین ). رنگی چون رنگ پوست ِ بادنجان. ( یادداشت بخط مؤلف )