مدنیت

لغت نامه دهخدا

مدنیت. [ م َ دَ نی ی َ ] ( ع مص جعلی ، اِمص ) شهرنشینی. ( یادداشت مؤلف ). انتساب به شهر و مدینه. ( ناظم الاطباء ). || مجازاً، تربیت.ادب. ( یادداشت مؤلف ). تمدن. ( فرهنگ فارسی معین ).
مدنیة. [ م ُ ی َ ] ( ع ص ) ناقة مدنیة؛ ماده شتری که نتاج وی نزدیک شده باشد. ( آنندراج ). تأنیث مدنی است. ( از ناظم الاطباء ). رجوع به مدنی شود.
مدنیة. [ م َ دَ نی ی َ ] ( ص نسبی ) تأنیث مدنی است به معنی منسوب یا مربوط به مدینة به معنی شهر. || تأنیث مدنی است ؛ یعنی منسوب به مدینةالرسول.
- سورة مدنیة ؛ سوره ای از قرآن که در شهر مدینة نازل شده است.

فرهنگ معین

(مَ دَ یَّ ) [ ع . ] (مص جع . ) شهر - نشینی ، تمدن .

فرهنگ فارسی

۱ - شهر نشینی . ۲ - تمدن .

دانشنامه عمومی

مدنیت (آلماتی). مدنیت ( به قزاقی: Madeniyet ) یک منطقهٔ مسکونی در قزاقستان است که در شهرستان قره سای واقع شده است.
مدنیت (جماعت). مدنیت جماعت و شهرکی در جنوب غربی کشور تاجیکستان است که در ناحیهٔ جلال الدین رومی ولایت ختلان قرار دارد. جمعیت این جماعت ۱۱۹۸۵ است.
مدنیت (شهرستان چوی). مدنیت ( به لاتین: Madaniyat ) یک روستا در قرقیزستان است که در شهرستان چوی واقع شده است. مدنیت ۷۵۴ نفر جمعیت دارد و ۱٬۴۲۹ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
مدنیت (شهرستان قره سو). مدنیت ( به لاتین: Madaniyat ) یک روستا در قرقیزستان است که در شهرستان قره سو ( قرقیزستان ) واقع شده است. مدنیت ۳٬۶۷۶ نفر جمعیت دارد و ۹۱۸ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.

ویکی واژه

شهر - نشینی، تمدن.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم