پرونده

لغت نامه دهخدا

پرونده. [ پ َرْ وَ دَ / دِ ] ( اِ ) بسته جامه که به تازی رزمه گویند. بسته قماش و اسباب. پشتواره جامه. || لفافه قماش و اسباب یعنی پارچه ای که قماش را بدان پیچند. شله قماش :
خواجه به پرونده اندر آمد ایدر
اکنون معجب شده است از بر رهوار.آغاجی ( از فرهنگ اسدی ). || جوال مانندی که دهن آن از پهلوی آن باشد و استادان بزاز اسباب دکان خودرا در آن نهند و با ریسمانها بندند و به ضم ثانی و سکون ثالث و رابع هم آمده است. ( برهان قاطع ). و نیز رجوع به پلونده شود. || سندها و نوشته های راجع به یک موضوع یا یک کار و یک نفر را که یکجا جمعآوری شده و خلاصه مطالب آن نوشته ها را برای آسانی در پشت پوشه های آن می نویسند و به فرانسه دوسیه میگویند. ( مجموعه لغات فرهنگستان ).
- پرونده کردن جامه ها ؛ پشتواره جامه ها بستن. ترزیم. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). تعکیم. ( زوزنی ).

فرهنگ معین

(پَ وَ دِ ) (اِ. ) ۱ - بستة قماش . ۲ - پارچه ای که قماش را بدان پیچند. ۳ - اسناد و نوشته های مربوط به یک موضوع .

فرهنگ عمید

۱. نوشته ها و سندهای راجع به یک موضوع که در یک پوشه جمع شده باشد، دوسیه.
۲. [قدیمی] کیسه ای که پیشه وران ابزار کار خود را در آن می گذارند.
۳. [قدیمی] پارچه ای که قماش یا چیز دیگر در آن بپیچند، رزمه.
۴. [قدیمی] بستۀ قماش.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- بست. قماش و اسباب بست. جامه پشتوار. جامه رزمه . ۲- پارچه ای که قماش رابدان پیچند شل. قماش برونده ۳- جوال مانندی که دهن آن از پهلوی آن باشد و استادان بزاز اسباب دکان خود را در آن نهند و با ریسمانها بندند پرونده ۴- امروز پرونده را بمجموع. سندها و نوشته های راجع بیک تن یا یک موضوع یا یک کار که در یک جا جمع آوری شده اطلاق کنند یا پرونده اش پیش منست . از سوابق او کاملا مطلع هستم . یا پرونده کردن جامه ها. پشتوار. جامه ها بستن ترزیم .
بسته جامه که تبازی رزمه گویند بسته قماش و اسباب

دانشنامه عمومی

پرونده (رایانه). در فرهنگ رایانه، پرونده یا فایل ( به انگلیسی: File ) به کوچک ترین واحد منطقی ذخیره سازی بر روی دیسک گفته می شود که کاربر یا برنامه ساز، قادر به مشاهده و دستکاری آن است. در یک تعریف کلی، فایل مجموعه ای است دارای یک نام ( و معمولاً دارای یک ساختار درونی مشخص ) از نمونه های مختلف یک یا چند نوع رکورد. البته ممکن است فایل اصلاً مجموعه ای از رکوردها نباشد، بلکه صرفاً دنباله ای بی ساختار از نویسه ها باشد که از نظر سیستم فایل، معنای خاصی هم ندارند.
انواع فایل های کامپیوتری به اهداف گوناگون ساخته می شوند. فایل می تواند برای ذخیره سازی متن ها، عکس ها، فیلم ها، آهنگ ها و برنامه های کامپیوتری یا طیف گسترده ای در داده ها استفاده شود.
واژهٔ فایل از کلمهٔ لاتین filum گرفته شده است. تقریباً از سال ۱۹۵۰ که در رادیو از این کلمه برای توصیف تیوب های جدید حافظه مورد استفاده قرار گرفت، این واژه وارد ادبیات علوم رایانه شد. در استفاده های اولی، به اطلاعات موجود روی یک سخت افزار فایل گفته می شد؛ مثلاً هارددیسک های شرکت IBM را «فایل دیسک» می نامیدند. در سال ۱۹۵۲ این واژه برای اشاره به اطلاعات موجود بر روی کارت پانچ ها استفاده می شد. اگرچه امروزه استفاده از مفهوم اولیهٔ فایل تا حد زیادی کاهش پیدا کرده است.
در بیشتر سیستم عامل های جدید، پرونده ها در آرایه هایی از بایت ها ذخیره می شوند. به عبارتی دیگر، بیت ها، بایت ها را می سازند، بایت ها در کنار یکدیگر به رشته ( به انگلیسی: String ) معنا می دهند. به رشتهٔ معنادار، فیلد می گویند. مجموعهٔ فیلدها، رکورد، و مجموعهٔ رکوردها، فایل یا پرونده را می سازد. به مجموعه ای از پرونده ها یک پایگاه داده گفته می شود.
محتویات پرونده نمایانگر نوع آن است که معمولاً با پسوند نام پرونده نشان داده می شود؛ این پسوند نحوهٔ سازماندهی بایت ها را مشخص می کند تا به درستی خوانده شوند. برای مثال، بایت های یک متن نوشتاری ساده ( که در سیستم عامل ویندوز با پسوند txt. نشان داده می شود ) به وسیله یوتی اف - ۸ یا کد اسکی شناخته می شوند. اکثر گونه های پرونده، تعداد کمی بایت را به ذخیره سازی فراداده ( به انگلیسی: Metadata ) اختصاص می دهند که به فایل این امکان را می دهد که اندک اطلاعاتی را دربارهٔ خود ذخیره کند.
به مقدار داده ای که یک پروندهٔ کامپیوتری می تواند نگهداری کند، اندازه پرونده می گویند. این اندازه که با تغییرات کاربر می تواند تغییر کند، معمولاً بر اساس واحدهایی مثل بایت بیان می شود. در رایانه های قدیمی تر، بلوک ها توسط فایل ها در یک حافظهٔ فیزیکی نگهداری می شدند.

دانشنامه آزاد فارسی

پرونده (file)
مجموعۀ کامل و نام گذاری شدهای از اطلاعات. فایل، واحد اصلی ذخیره اطلاعات است و رایانه را قادر می سازد تا یک مجموعه از اطلاعات را از مجموعه دیگر تشخیص دهد.

ویکی واژه

pratica scheda
fascicolo
بستة قماش.
پارچه‌ای که قماش را بدان پیچند.
اسناد و نوشته‌های مربوط به یک موضو
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم