لغت نامه دهخدا
مقدسة. [ م ُ ق َدْ دَ س َ ] ( اِخ ) ( ارض... ) ارض فلسطین و عبارت لسان چنین است : والارض المقدسة الشام. ( از اقرب الموارد ). و گویند عبارت است از دمشق و فلسطین ، و بیت المقدس جزو آن است. ( از معجم البلدان ).
مقدسه. [ م ُ ق َدْ دَ س َ ] ( ع ص ) مقدس. ( ناظم الاطباء ). مقدسة. پاک. پاکیزه. منزه : سلام و خدمت من خادم فرماید رسانیدن به سجاده مقدسه مجلس اسمی اقضی القضاة... ( منشآت خاقانی چ محمد روشن ص 49 ). و رجوع به مقدس شود.
- اماکن مقدسه . رجوع به اماکن شود.