لغت نامه دهخدا
طرق. [ طَ رَ ] ( ع مص ) نوشیدن آب مکدر را. یقال : طرق طرقاً. || توبرتو شدن پر مرغ. ( منتهی الارب ). بر هم نشستن پر مرغ. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). || ( اِمص ) سستی زانوی شتر. ( منتهی الارب ). ضعف الرکبتین. ( مهذب الاسماء ). || کجی در ساق شتر. ( منتهی الارب ). || از عیوب بدنی اسب است چنانکه دو زانوی آن باز وگشاده مانند دو کمانه باشد و آن عیب فاحشی است. ( ازصبح الاعشی ج 2 ص 26 ). || ( اِ ) نورد مشک. || نورد شکم. ج ، اطراق. || جای گرد آمدن آب. || دام صیاد. ( منتهی الارب ).