هاله

لغت نامه دهخدا

هاله. [ ل َ / ل ِ ] ( ع اِ ) خرمن ماه را گویند.و آن حلقه و دایره ای است که شبها از بخار بر دور ماه بهم میرسد، چنانکه ماه مرکز آن دایره میگردد. ( برهان قاطع ). حلقه و دایره باشد که بر گرد ماه به سبب بخارات ارضی پدید آید و گویند آن هاله علامت باران است. ( آنندراج ). دایره گرد ماه، لیکن بدین معنی عربی است. ( فرهنگ رشیدی ). خرمن ماه که برهون، خرگر، سابود،شابود، شابورد، شادورد، شارود، شاکورد، شاهورد، شایراد و شایورد نیز گویند. ( ناظم الاطباء )

فرهنگ معین

(لِ ) (اِ. ) خرمن ماه، دایرة نورانی که گاه گاه گرداگرد ماه ظاهر می شود.
( ~. ) (اِ. ) عدل، لنگه.

فرهنگ عمید

شخص فتنه انگیز، مفسد، بدذات.
۱. (نجوم ) دایرۀ روشن که گاهی گرداگرد قرص ماه ظاهر می شود، شایورد، شادورد، شاهورد.
۲. حلقۀ نورانی که در اطراف چیزی دیده می شود.

فرهنگ فارسی

خرمن ماه، دایره روشن که گاهی گرداگردماه ظاهرشود
(اسم ) ۱- حلقه و دایره ایست که بعضی شبها بسبب بخارات زمین بر دور ماه دیده شود چنانکه ماه مرکز آن دایره باشد خرمن ماه شایورد شادورد شاهورد. ۲- عبارت از دایر. بیضائ تامه یا ناقصه است که در اطراف ماه دیده میشود: (( مه در حصار هاله نخواهد مدام ماند از آسمان برون دل آگاه میروید. ) ) (صائب ) توضیح بعض فرهنگها بمعنی رنگ ولون هم نوشته این بیت را شاهد آورده اند: ((برداشت آن عروس و در آورد پیش من وانگیخت در برم زنکی زرد هاله ای. ) ) (ادیب صاربر ) مولف فرهنگ نظام نوشته: (( احتمال میرود در شعر چهار قد و قصف. زرد باشدو مجازاز (معنی ) اول پس شاهد دیگر لازم است. ) )

فرهنگ اسم ها

اسم: هاله (دختر) (عربی، یونانی) (طبیعت، کهکشانی) (تلفظ: hāle) (فارسی: هاله) (انگلیسی: hale)
معنی: حلقه نورانی و رنگی اطراف ماه یا خورشید، خرمن ماه، ( در نجوم ) حلقه ی نورانی سفید یا رنگی که گاهی گِردِ قرص ماه یا خورشید دیده می شود، حلقه یا حاشیه ی تابناکی که در اطراف چیزی به ویژه در اطراف سر مقدسین در نقاشی ها دیده می شود، ( به مجاز ) آنچه گرداگرد چیزی یا جایی را فرا می گیرد، معرب از یونانی حلقه نورانی سفید یا رنگی که گاهی گرد ماه یا خورشید دیده می شود
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم