نهنج
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. [قدیمی] جوال بافته شده از مو یا پشم برای نگهداری آرد، گندم، و امثال آن .
فرهنگ فارسی
(اسم ) ۱ - کیسه ای که از موی و پشم و جز آن بافند و غلات در آن ریزند : جوال . ۲ - محلی که گلچه های یک گل دارای آرایش کلاپرک بر روی آن قرار میگیرند . معمولا در انتهای دم گل یک گل کلاپرک قسمت مسطح یا محدی بنام طبق گل موجود است ( مانند گل بابونه یا آفتاب گردان ) . در روی این قمست مسطح یا محدب که بنام نهنج موسوم است گلچه های میرویند : طبق گل ( گل آذین کلاپرک ) .
فرهنگستان زبان و ادب
{receptacle, thulamus} [زیست شناسی-علوم گیاهی] رأس برآمدۀ یک دُمگل که کاسه و جام به آن متصل می شود * مصوب فرهنگستان اول
دانشنامه عمومی
نهنج از چند یا بسیاری گره های متراکم که توسط میانگره های بسیار کوتاه از یکدیگر جدا شده اند تشکیل می گردد. قسمت های ضروری گل یک بار یا بیشتر از هر سطح نهنج رشد می یابند. اولین میانگرهٔ شاخه در زیر نهنج پایک ( به انگلیسی: Pedicel ) است. دومین میانگره در زیر یک گل منفرد ممکن است دمگل ( به انگلیسی: Peduncle ) نامیده شود. در قاعده پایک برگک ( برگ تغییر شکل یافته ) ( به انگلیسی: Bract ) وجود دارد که در زیر گل قرار دارد.
دانشنامه آزاد فارسی
نَهَنْج
بخش انتهایی و توسعه یافتۀ پایۀ گل. بخش های دیگر گل به آن متصل می شوند. نهنج معمولاً گرد است، اما در بسیاری از گیاهان پهن یا فنجانی شکل می شود. این واژه همچنین به بخش هایی از برخی علف های دریایی اطلاق می شود که در مواقعی از سال متورم می شوند و اندام های تولیدمثلی ایجاد می کنند.