لغت نامه دهخدا
- تخم مرو ؛ دانه مرو است. بزرالمرو، تخم کنیچه. ( بحر الجواهر ).
- سرخ مرو ؛ بقله یمانیه.
- سفید مرو؛ بقله یمانیه.
- مرو آزاد ؛ مرمازاد. ( فهرست مخزن الادویه ).
- مرو اردشیران ؛ قسمی گل خوشبوی. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
- مروالتلال ؛ مرماطوس. ( فهرست مخزن الادویه ). و مرماطوس مرو بری است و قسمی از مرو سفید که مرماهوس خوانند. رجوع به فهرست مخزن الادویه شود.
- مروالهرم ؛ مرماهوس. ( فهرست مخزن الادویه ). و مرماهوس مرو سفید و مرو تلخ است.
- مرو بری ؛مرماطوس. ( فهرست مخزن الادویه ).
- مرو تلخ ؛ مرماهوس. ( فهرست مخزن الادویه ). مروالهرم. رجوع به مروالهرم و فهرست مخزن الادویه شود.
- مرو جبلی ؛ مرماخوز. ( فهرست مخزن الادویه ).
- مروخوش ؛ مرو. رجوع به مروخوش در ردیف خود شود.
- مرو خوشبو ؛ برسفانج. رجوع به برسفانج شود.
- مرو سفید ؛ مرماموس. ( فهرست مخزن الادویه ). زغبر. مروالهرم.مرو تلخ.
- مرو شیرین ؛ مرماحوز. ( فهرست مخزن الادویه ).
- مرو عَریض ؛ خافور.
- مروماحوزی ؛ قسم شاهسپرم. رجوع به مروماحوزی در ردیف خود شود.