غمزدا

لغت نامه دهخدا

غمزدا. [ غ َ زِ / زُ ] ( نف مرکب ) غمزدای. زداینده غم. آنکه یا آنچه غم را ببرد. تسلیت دهنده :
درّ بار و مشک ریز و نوش طبع و زهرفعل
جانفروز و دلگشا و غمزدا و لهوتن.منوچهری.غم دین زداید غم دنیی از تو
که بهتر ز غم غم زدایی نیابی.خاقانی.یاد تو روح پرور و لطف تو دلفریب
نام تو غمزدا و کلام تو دلربا.سعدی.رجوع به غمزدای شود.

فرهنگ عمید

آن که یا آنچه غم و غصه را بزداید، غم زداینده، زدایندۀغم.

فرهنگ فارسی

غمزدای:غم زداینده، زداینده غم، آنکه یا آنچه که غم وغصه رابزداید
۱ - ( صفت ) آنکه یا آنچه غم را ببرد زداینده اندوه ۲ - ( اسم ) روز هشتم از ماههای ملکی .
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم