اقرار

لغت نامه دهخدا

اقرار. [ اِ ] ( ع مص ) ثابت کردن کسی را در کاری. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || بگفت بر خود ثابت کردن چیزی را. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || بگفت خود ثابت شدن و با لفظ گرفتن و آوردن و کردن و داشتن و دادن مستعمل. ( آنندراج ). || اقرار کردن.( تاج المصادر ) ( ترجمان علامه جرجانی ترتیب عادل بن علی ). اعتراف کردن. ( تاج العروس ). خستو شدن. ( تاریخ بیهقی ). اذعان. ( تاج العروس ). خلاف انکار

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - بروز دادن، مقر آمدن. ۲ - آشکار گفتن. ۳ - برپا داشتن.

فرهنگ عمید

۱. با گفتن یا نوشتن، کاری یا امری را پذیرفتن.
۲. اعتراف کردن به امری به سود دیگری و به زیان خود، اعتراف، بروز دادن، خستو شدن.

فرهنگ فارسی

باگفتارخودثابت کردن کاری یاامری را، اعتراف کردن، بروزدادن، خستوشدن، سخن راواضح و آشکاربیان کردن
۱ - (مصدر ) خستو شدن مقر شدن. ۲ - واضح بیان کردن آشکار گفتن. ۳ - جادار کردن بر جای بداشتن. ۴ - ( اسم ) خستویی اعتراف. جمع: اقرارات.

دانشنامه آزاد فارسی

اِقرار
(یا: اعتراف) اعلام یا خبردادن از حقی به نفع دیگری و به ضرر خود، یا پذیرفتن مسئولیت ارتکاب جرم. جایگاه و اثر اقرار در امور مدنی و دعاوی حقوقی با آثار اقرار در امور کیفری متفاوت است. در دعاوی حقوقی، اگر کسی اقرار به امری نماید که دلیل ذیحق بودن طرف او باشد، درواقع کاشف از حقانیت طرف اوست و دلیل دیگری برای ثبوت آن لازم نیست (مادۀ ۲۰۲ قانون آیین دادرسی مدنی). اقرار ممکن است به لفظ باشد یا با اشاره و رفتار. برای این که اقرار دلیل محسوب شود، اقرارکننده باید بالغ و عاقل باشد و با قصد و اختیار اقرار نماید و انکار پس از اقرار، مسموع نیست، مگر ثابت شود اقرار مبتنی بر اشتباه یا غلط بوده است (مواد ۱۲۵۹ الی ۱۲۸۳ قانون مدنی). اقرار قائم به شخص است و قابل توکیل نیست (تبصرۀ ۲ مادۀ ۳۵ قانون آیین دادرسی مدنی). اقرار متهم در امور کیفری، فی نفسه دلیل نیست و برای محکومیت او کافی نیست، بلکه قاضی باید به سایر ادله رسیدگی کند و اقرار متهم را در پرتو قراین و امارات و اوضاع و احوال پرونده ارزیابی کند (مادۀ ۱۹۲ قانون آیین دادرسی کیفری) در امور کیفری نیز، بلوغ و عقل و اختیار شرط صحت اقرار است و در حدود و قصاص اقرار متهم شرایط و اعتبار خاصی دارد، مثلاً در جرم قتل و محاربه و افساد فی الارض یک بار، و در سرقت و شرب خمر دو بار اقرار لازم است که باید عندالحاکم (نزد قاضی واجد شرایط) باشد تا بتواند مستند حکم دادگاه قرار گیرد. طبق اصل ۳۸ قانون اساسی: هر گونه شکنجه برای گرفتن اقرار یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است و طبق مادۀ ۵۷۸ قانون مدنی ایران برای هر یک از مستخدمان و مأموران دولتی قضایی و غیرقضایی که از این اصل تخلف کنند، و برای اجبار متهمی به اقرار او را اذیت و آزار بدنی نمایند، علاوه بر قصاص و دیه مجازات حبس شش ماه تا سه سال پیش بینی شده است. اعتبار اقرار و اعتراف در نظام های مختلف حقوقی متفاوت است. به علاوه دادگاه دارای اختیار قانونی نپذیرفتن اعتراف است. اعتراف به گناه در سنت کلیسایی، بخشی از شعائر توبه است که پشیمانی از گناه را نشان می دهد و هدف از آن بازگشت به سوی رحمت پروردگار است. برخی از مسیحیان نزد کشیش، در مقام نماینده خدا در روی زمین، اعتراف می کنند، ولی برخی دیگر ترجیح می دهند بدون وساطت کشیش، مستقیماً نزد خدا اعتراف کرده و از او طلب بخشایش کنند.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم