تمدید کردن

لغت نامه دهخدا

تمدید کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول امروزی مهلت بیشتری تعیین کردن. فاصله زمانی اجرای امری را افزودن. انجام دادن تعهدی را به تأخیر انداختن. و بیشتر در مورد افزودن مدت پرداخت دین بکار رود: سفته فلان کس تمدید شد.

فرهنگ فارسی

در تداول امروزی مهلت بیشتری تعیین کردن فاصله زمانی اجرای امری را افزودن . انجام دادن تعهدی را به تاخیر انداختن .

ویکی واژه

prolungare
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم