نزدیکترین خویشاوند
فرد یا افرادی که بیشترین قرابت نسبی را با یک فرد دارند، معمولاً والدین، فرزندان یا خواهر و برادر. این خویشاوندان از نظر ژنتیکی یا قانونی مهمترین افراد مرتبط با فرد به شمار میآیند و معمولاً در مسائل حقوقی، پزشکی و ارثی نقش ویژهای دارند.
مترادفها
نزدیکترین بستگان، نزدیکترین فامیل
متضادها
دورترین خویشاوند
جمله سازی با نزدیکترین خویشاوند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از نظر ژنتیکی و بیولوژیکی، میمونها به انسانها به عنوان یکی از نزدیکترین خویشاوندان در سلسله مراتب موجودات زنده شناخته میشوند.
💡 در این پرونده پیچیده حقوقی، دادگاه باید بررسی کند که کدام یک از افراد، نزدیکترین خویشاوند متوفی برای دریافت ارث محسوب میشود.
💡 دانشمندان با بررسی دقیق ساختار سلولی، تلاش میکنند تا نزدیکترین خویشاوند این گونه گیاهی منقرض شده را در میان گونههای موجود پیدا کنند.