دست در گریبان داشتن
به معنای گرفتار بودن یا در وضعیت دشواری قرار گرفتن است. وقتی کسی دست در گریبان دارد، یعنی در حال مقابله با مشکلی یا چالش خاصی است.
مترادفها
دست و پنجه نرم کردن، درگیر بودن
متضادها
رها شدن، کنار کشیدن
جمله سازی با دست در گریبان داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برخی از مسئولان با وجود وعدههای فراوان، در واقع درگیر معاملات مشکوک و دست در گریبان بودن با گروههای غیرقانونی برای رسیدن به قدرت هستند.
💡 پلیس پس از تحقیقات طولانی متوجه شد که آن تاجر معروف در پروژههای ساختمانی غیرمجاز و دست در گریبان بودن با فساد اداری نقش دارد.
💡 او همیشه سعی میکرد تصویر یک فرد پاکدست را حفظ کند، اما شواهد نشان میداد که در کارهای خلاف قانون و دست در گریبان بودن است.