دست بر سر دست نهادن
این عبارت معمولاً به معنای تفکر عمیق، درنگ، یا گاهی افسوس خوردن است. وقتی کسی دست بر سر خود میگذارد، معمولاً در وضعیت تأمل، نگرانی یا ناامیدی قرار دارد.
مترادفها
بیکار بودن، دست روی دست گذاشتن
متضادها
کار کردن، فعالیت کردن
این عبارت معمولاً به معنای تفکر عمیق، درنگ، یا گاهی افسوس خوردن است. وقتی کسی دست بر سر خود میگذارد، معمولاً در وضعیت تأمل، نگرانی یا ناامیدی قرار دارد.
بیکار بودن، دست روی دست گذاشتن
کار کردن، فعالیت کردن