تو پوست خود نگنجیدن
اصطلاحی است که وقتی فردی بسیار خوشحال، هیجان زده یا مغرور میشود به گونهای که خود را کنترل نمیکند، میگویند "تو پوست خود نمیگنجد" یعنی احساس خرسندی یا غرور چنان او را در بر گرفته که گویی در پوسته خود جا ندارد.
مترادفها
از خود گذشتن، از خود بیخود شدن، از خود خارج شدن
متضادها
فروتنی، تواضع
جمله سازی با تو پوست خود نگنجیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او از شدت هیجان و شادی پس از شنیدن خبر موفقیت بزرگش، چنان بود که انگار دیگر نمیتواند در پوست خود نگنجد و مدام میپرید.
💡 پس از دریافت جایزه معتبر بینالمللی، هنرمند جوان از شدت ذوق و شوق نمیتوانست در پوست خود نگنجد و با همه دوستانش معاشرت میکرد.
💡 وقتی کودک کوچک متوجه شد که قرار است به باغوحش برود، از شدت خوشحالی نمیتوانست در پوست خود نگنجد و در خانه میدوید.