به حالت صاف درآوردن

یعنی چیزی را صاف و بدون پیچ و خم کردن؛ مثل اتو کردن لباس یا صاف کردن یک سطح ناهموار.

مترادف‌ها

صاف کردن، هموار کردن

متضادها

خم کردن، کج کردن، پیچیدن

جمله سازی با به حالت صاف درآوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او سعی داشت با به حالت صاف درآوردنِ کاغذها، دقت بسیار زیاد خود را در انجام این کار ظریف و حساس نشان دهد.

💡 برای مرتب کردن لباس‌ها، باید با به حالت صاف درآوردنِ آن‌ها، از چروک شدن مجدد آن‌ها در کمد لباس‌های خود جلوگیری کرد.

💡 او با استفاده از اتو، تلاش کرد تا پارچه را با به حالت صاف درآوردن، برای دوخت لباس کاملاً آماده و یکدست کند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران