فراهم و آماده کردن
فرایند آمادهسازی یا تهیه کردن چیزی به منظور استفاده یا اجرا. این کار میتواند شامل جمعآوری مواد اولیه، برنامهریزی، سازماندهی و آمادهسازی محیط باشد.
مترادفها
مهیا کردن، آماده ساختن، فراهم آوردن
متضادها
حذف کردن، بازداشتن
جمله سازی با فراهم و آماده کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هدف اصلی سازمان از این پروژه، فراهم و آماده کردن بستری مناسب برای رشد استعدادهای جوان و توسعه مهارتهای فنی در جامعه است.
💡 فرآیند فراهم و آماده کردن بستر مناسب برای سرمایهگذاریهای خارجی، نیازمند همکاری نزدیک میان دولت و بخش خصوصی در سطح کلان است.
💡 در این دوره آموزشی، هدف اصلی ما فراهم و آماده کردن دانش لازم برای ورود دانشجویان به بازار کار حرفهای و رقابتی است.