برق زننده یا تابان
صفتی برای چیزی که نور زیادی میتاباند یا درخشش قابل توجهی دارد.
مترادفها
درخشان، تابناک، لمعان، تابان
متضادها
کدر، تاریک، بیفروغ
جمله سازی با برق زننده یا تابان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در اواخر شب، نور برق زننده یا تابان از میان ابرها در آسمان میدرخشید و جنگل را روشن کرد.
💡 جواهرات گرانبها زیر نور چراغهای سالن، با برقی زننده یا تابان میدرخشیدند و توجه تمام مهمانان را جلب کردند.
💡 نگاه او با برقی زننده یا تابان در چشمهایش، نشان از تصمیم قطعی و ارادهای پولادین در او داشت.